
با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم...
گاهی اونقدر احساس تنهایی می کنی که دلت نمی خواد اون رو با کسی قسمت کنی .
گاهی اونقدر درد می کشی که دیگه درد رو نمی فهمی .
گاهی اونقدر به جای خوبی بدی می بینی که دلت نمی خواد دیگه خوبی کنی .
گاهی اونقدر لحظات برات کند می گذره که دلت می خواد زودتر از دست زمان خلاص بشی .
اما ....
همیشه اگر تنهاتر از تنها هم شوی ، باز خدای یکتا هست که با توئه .
همیشه درد و رنج می تونه راهی باشه برای بهتر درک کردن .
و هر درد تجربه ای رو به همراه داره که اگر خوب فهمیده بشه ازهر شیرینی شیرین تره چون تو رو یک قدم از بقیه جلوتر می بره و نزدیک تر به خدا می کنه .
همیشه خوبی وجود داره و ارزش خوبی بالاتر و برتر از بدی هست .
ودلهای که بی قرار این خوبی ها هستند .
همیشه این زمان هست که تو رو به پیش می بره ...
و لحظات حال منتظر تو هست که باهاش همراه بشی .

یادمان باشد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

مادر....
وقتیکه من بزرگ شدم، شاید معمار شوم آنگاه تمامی جهان را همچون بامی بر فراز دستان و ستون خواهم کرد.وقتیکه من بزرگ شدم، شاید پزشک شوم آنگاه با عطر تو نوشدارویی خواهم ساخت بر تمام دردهای جهان و آنگاه به سلامتی شان با لب های تو بر گونه های شادی تمام کودکان جهان بوسه خواهم زد وقتیکه من بزرگ شدم، شاید یکروز با چتر گیسوا تو از آسمان آرزوهایت پروازی کنم بر آستان زمین زمینی که پای تو آنرا نگه داشته است و آنگاه خواهم دوید تا مرزهای درونت و در پنهانترین گوشه های جنگل سبز آغوش تو پنهان خواهم شداکنون را که نام نهادی فصل کاشت فردا که من بزرگ شدم در زمان برداشت مادرم، به تو قول می دهم من تو را دوست خواهم داشت




